عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

405

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

ترجمه شده از گفتار جاحظ آمده كه ياد آن در اينجا شايسته مىنمايد - و آن نامه‌اى است در شكر ، كه به محمد بن عبد الملك نوشته ، اين چنين : با آماده كردن اسبان نيكو ، به من نعمت بسيارى دادى تا اين كه مبتلا به نقرس شدم ، همچنين مرا به پر خوردن خوردنيهاى خوشمزه وادار كردى تا آن كه به فلج گرفتار شدم ، اگر تو نبودى من از نقرس بيش از آن دور بودم كه از پيك پيادهء پادشاه ، و از فالج بيشتر دور بودم تا از خر بنده . اينك مىگويم شرف دردهاى من كجا و جرب حسن بن وهب و درد احمد بن ابى خالد كجا ، يا درد و بيمارى ملوك و پيامبران كجا و بيمارى فرومايگان و كودنان كجا ، كسى كه بيمارى او به از تندرستى ديگران است و عيب و كاستى او نيكوتر از ناكاستى ديگران . اينك از كار او جز اين ، چه پندارد و گمان دارد ؟ ! فالوذج ابن جدعان - ثريدة غسّان . فالوذج السّوق . چيزى را كه خوب ديدار و ناخوب اندرون باشد به پالودهء بازارى مانند كنند . شاعر گفته : أعزز علىّ بأخلاق وسمت بها * عند البريّة يا فالوذج السوق يعنى : اى پالودهء بازارى ، اين خوى دوگانهء تو - كه ميان مردم بدان نامدار هستى - چه مايه پيش من سخت و ناپسند است . فتح الفتوح . فتح مكّه را فتح الفتوح خوانده‌اند . و در زبان عرب هر كار ارجمند و گرانسنگ را بدان مانند كنند . ابو تمّام در فتح عمّوريه گفته : فتح الفتوح تعالى أن يحيط به * نظم من الشّعر او نظم من الخطب فتح تفتّح ابواب السّماء له * و تبرز الأرض فى أثوابها القشب يعنى : فتح عموريه چنان كار سترگى است كه هيچ شعرى يا خطبه‌اى نمىتواند آن را - چنان كه هست - بستايد فتحى بود كه درهاى آسمان از براى آن گشوده مىگردد و زمين براى آن جامه‌هاى نو به تن مىكند .